در نظام حقوقی ایران، حق تحصیل به عنوان یک حق بنیادین و مدنی برای زنان شناخته می شود و شوهر به طور کلی نمی تواند همسر خود را از ادامه تحصیل منع کند. دادگاه ها نیز به ندرت با دادخواست منع تحصیل زوجه موافقت می کنند، مگر در شرایط بسیار استثنایی که ادامه تحصیل منجر به ترک منزل مشترک، عدم تمکین از زوج، یا اضرار جدی و اثبات شده به مصالح خانوادگی و فرزندان شود. در چنین موارد نادری، زوج باید ابتدا دعوای الزام به تمکین را اثبات کرده و سپس با استناد به آن، درخواست منع تحصیل را مطرح نماید. در غیر این صورت، اصل بر آزادی زن در ادامه تحصیل است و هرگونه ممانعت بدون دلیل موجه قانونی، می تواند برای زن حق طلاق به دلیل عسر و حرج ایجاد کند.
مقدمه: تقابل حقوق فردی و وظایف زناشویی
موضوع منع تحصیل زوجه، یکی از چالش برانگیزترین و حساس ترین مباحث در حوزه حقوق خانواده است که تقابل میان حقوق فردی زنان و وظایف زناشویی را به نمایش می گذارد. در سال های اخیر، با افزایش سطح آگاهی و تمایل زنان به ادامه تحصیل در مقاطع عالی، پرسش هایی در این باره که آیا شوهر می تواند مانع تحصیل همسرش شود یا خیر، بیش از پیش مطرح شده است. پاسخ به این پرسش نیازمند بررسی دقیق لایه های مختلف قانونی، از اصول بنیادین قانون اساسی گرفته تا مواد مشخص قانون مدنی و رویه عملی دادگاه های خانواده است.
بسیاری از افراد به اشتباه تصور می کنند که مقررات مربوط به منع اشتغال زوجه، به طور خودکار شامل منع تحصیل نیز می شود. اما واقعیت حقوقی این است که قانون گذار ایران میان اشتغال به کار و اشتغال به تحصیل، تفاوت ماهوی قائل شده است. در حالی که منع اشتغال زوجه در شرایط خاص و با رعایت تشریفات قانونی امکان پذیر است، منع تحصیل به دلیل ماهیت رشد دهنده و علمی آن، با موانع بسیار بزرگتری روبرو است و دادگاه ها با دیدگاهی بسیار محتاطانه و محدود به این موضوع می نگرند.
در این مقاله جامع، به بررسی کامل و موشکافانه تمام ابعاد حقوقی دادخواست منع تحصیل زوجه می پردازیم. از تحلیل اصول قانون اساسی و نظریات مشورتی قوه قضائیه گرفته تا ارائه نمونه رای های واقعی دادگاه ها و متن کامل و استاندارد یک دادخواست حقوقی در این زمینه. هدف این است که هم زوجین و هم وکلای دادگستری، دیدگاهی شفاف، مستند و کاربردی نسبت به این موضوع پیچیده پیدا کنند.
مبانی قانونی حق تحصیل زوجه در نظام حقوقی ایران
برای درک درست موضع قانون در برابر درخواست منع تحصیل زوجه، باید به سراغ متون بنیادین حقوقی کشور رفت. قوانین ایران در این زمینه ترکیبی از حمایت از حقوق فردی و حفظ کیان خانواده را دنبال می کنند و تفسیر این قوانین نیازمند دقت نظر بالاست.
اصل بیست و یکم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، دولت را موظف می کند که حقوق زن را در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی تضمین نماید. یکی از بندهای این اصل، ایجاد زمینه های مساعد برای رشد شخصیت زن و احیای حقوق مادی و معنوی اوست. تحصیل و کسب دانش، بدون شک یکی از ارکان اصلی رشد شخصیت و احیای حقوق معنوی محسوب می شود و قانون اساسی بر این حق تاکید ورزیده است.
علاوه بر این، اصل چهلم قانون اساسی مقرر می دارد که هیچ کس نمی تواند اعمال حق خویش را وسیله اضرار به غیر یا تجاوز به منافع عمومی قرار دهد. این اصل، یک تیغه دو لبه است. از یک سو، زن نمی تواند به بهانه تحصیل، به حقوق شوهر یا فرزندان خود آسیب برساند. از سوی دیگر، شوهر نیز نمی تواند به بهانه ریاست خانواده، حق بنیادین تحصیل همسرش را بدون دلیل موجه سلب کند، زیرا این کار خود مصداق اضرار به غیر است.
منشور حقوق شهروندی نیز در ماده ۷۷ تصریح می کند که حق شهروندان است که آزادانه و بدون تبعیض و با رعایت قانون، شغلی را که به آن تمایل دارند انتخاب نمایند و به آن اشتغال داشته باشند. اگرچه این ماده مستقیماً به تحصیل اشاره نکرده، اما روح حاکم بر آن، حمایت از رشد فردی و اجتماعی شهروندان از جمله از طریق آموزش است.
در مقابل، قانون مدنی در ماده ۱۱۱۷ بیان می کند که شوهر می تواند زن خود را از حرفه یا صنعتی که منافی مصالح خانوادگی یا حیثیات خود یا زن باشد منع کند. بسیاری از زوجین تلاش می کنند تحصیل را زیرمجموعه حرفه یا صنعت قرار دهند. اما اداره کل حقوقی قوه قضائیه در نظریه مشورتی شماره ۹۰۵/۹۴/۷ مورخ ۱۳۹۴/۴/۱۰ به صراحت اعلام کرده است که تحصیل از حقوق مدنی آحاد جامعه است و منع افراد از استیفای این حق، نیازمند وجود قانون است که در این خصوص مقرره ای وجود ندارد. بنابراین، اشتغال به تحصیل از عناوین اشتغال به حرفه و صنعت موضوع ماده ۱۱۱۷ قانون مدنی خارج است.
تفاوت های کلیدی میان منع اشتغال و منع تحصیل زوجه
درک تفاوت میان منع اشتغال و منع تحصیل، کلید درک کل این پرونده است. بسیاری از دادخواست هایی که تحت عنوان منع تحصیل ثبت می شوند، در واقع به دلیل عدم آگاهی خواهان از این تفاوت ماهوی، با شکست مواجه می شوند. جدول زیر تفاوت های کلیدی این دو مفهوم را از منظر حقوقی و رویه قضایی نشان می دهد:
| ویژگی | منع اشتغال زوجه | منع تحصیل زوجه |
|---|---|---|
| مبنای قانونی اصلی | ماده ۱۱۱۷ قانون مدنی و ماده ۱۸ قانون حمایت خانواده | فاقد نص صریح قانونی (برگرفته از تفسیر محدود سایر مواد) |
| شرط اصلی اعمال حق | منافات با مصالح خانوادگی یا حیثیت زوج یا زوجه | بسیار محدود: اخلال در تمکین خاص، نشوز ناشی از ترک منزل، اضرار به غیر |
| رویه قضایی غالب | احتمال پذیرش در صورت اثبات دقیق منافات توسط زوج | اکثراً منجر به رد دادخواست زوج می شود |
| ماهیت عمل | فعالیت مستمر برای کسب درآمد یا پیشه | فرآیند موقت یا دوره ای برای کسب علم و ارتقای فردی |
| اثر بر حقوق بنیادین | محدودیت مشروط بر حق انتخاب شغل | تحدید بر حق آموزش و رشد علمی که با مقاومت شدید قضایی روبرو است |
همانطور که مشاهده می شود، قانون گذار برای منع اشتغال، مسیر مشخصی را در ماده ۱۱۱۷ پیش بینی کرده است، اما برای منع تحصیل، چنین مسیری به صراحت ترسیم نشده است. این خلاء قانونی به نفع حق تحصیل تفسیر می شود، زیرا در حقوق، اصل بر آزادی افراد است مگر آنکه قانون صراحتاً منع کرده باشد.
شرایط استثنایی پذیرش دادخواست منع تحصیل زوجه
توجه مهم: با وجود اینکه اصل بر عدم امکان منع تحصیل است، اما در شرایط بسیار خاص و استثنایی، دادگاه ممکن است با درخواست زوج موافقت کند. این شرایط باید به طور دقیق و با ادله محکم اثبات شوند. صرف ادعای اینکه تحصیل همسرم را دوست ندارم، به هیچ وجه کافی نیست.
شرط اول: مانع شدن تحصیل از تمکین خاص
یکی از مهم ترین وظایف زوجه در زندگی مشترک، تمکین از زوج است. تمکین به دو دسته عام (سکونت در منزل مشترک و حسن معاشرت) و خاص (برقراری روابط زناشویی) تقسیم می شود. اگر برنامه تحصیلی زوجه به گونه ای باشد که به طور مستقیم و اثبات پذیر، مانع از انجام وظایف زناشویی شود و زوجه از تمکین خاص خودداری کند، زوج می تواند ابتدا دعوای الزام به تمکین را مطرح کند. پس از صدور حکم قطعی الزام به تمکین و اثبات نشوز زوجه، دادگاه ممکن است در ادامه، ادامه تحصیل او را به دلیل ایجاد مانع در ایفای وظایف زناشویی، محدود یا منع نماید.
شرط دوم: مستلزم بودن تحصیل به ترک منزل مشترک و نشوز
ماده ۱۱۱۴ قانون مدنی مقرر می دارد که زن باید در منزلی که شوهر تعیین می کند سکنی نماید، مگر آنکه اختیار تعیین منزل به زن داده شده باشد. اگر تحصیل زوجه مستلزم این باشد که او برای مدت طولانی در شهر یا کشور دیگری زندگی کند و عملاً منزل مشترک را ترک نماید، در این صورت زوجه ناشزه محسوب می شود. در این شرایط، زوج می تواند با استناد به نشوز زوجه و ترک منزل، از ادامه تحصیل او در آن مکان خاص که منجر به فروپاشی زندگی مشترک می شود، ممانعت به عمل آورد.
شرط سوم: سوء استفاده از حق تحصیل و اضرار به غیر
بر اساس اصل ۴۰ قانون اساسی، هیچ کس نمی تواند اعمال حق خویش را وسیله اضرار به غیر قرار دهد. اگرچه این مورد به ندرت در دادگاه ها پذیرفته می شود، اما اگر زوج بتواند ثابت کند که تحصیل زوجه نه تنها یک رشد فردی نیست، بلکه به طور جدی و غیرقابل جبران به مصالح خانوادگی، سلامت روان فرزندان یا وضعیت مالی خانواده آسیب می رساند، دادگاه ممکن است مداخله کند. برای مثال، تحمیل هزینه های گزاف تحصیلی که منجر به ورشکستگی خانواده شود، یا انتخاب رشته ای که عرفاً با حیثیت خانوادگی در تضاد فاحش باشد.
نمونه رای های واقعی دادگاه در خصوص منع تحصیل زوجه
برای درک بهتر نحوه استدلال قضات، بررسی نمونه رای های صادر شده در این زمینه بسیار راهگشا است. در ادامه دو نمونه رای، یکی که منجر به رد دادخواست شده (که حالت غالب است) و دیگری که در شرایط خاص منجر به پذیرش شده است، ارائه می گردد.
نمونه رای اول: رد دادخواست منع تحصیل زوجه (رویه غالب)
خواسته: صدور حکم بر منع اشتغال به تحصیل زوجه در دانشگاه
گردشکار: آقای الف. الف. به طرفیت خانم ب. ب. دادخواستی به خواسته فوق تقدیم داشته و اظهار داشته است که همسر ایشان بدون رضایت وی در دانشگاه ثبت نام کرده و این امر موجب اختلافات خانوادگی شده است.
رای دادگاه: در خصوص دعوی آقای الف. الف. به طرفیت خانم ب. ب. به خواسته منع اشتغال به تحصیل زوجه، دادگاه با بررسی اوراق پرونده و استماع اظهارات طرفین، نظر به اینکه حق تحصیل از حقوق بنیادین و مدنی هر فرد محسوب می شود و در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز بر آن تاکید شده است، و با عنایت به اینکه ماده ۱۱۱۷ قانون مدنی صرفاً به منع اشتغال به حرفه یا صنعت اشاره دارد و تحصیلات دانشگاهی را شامل نمی شود، و همچنین با توجه به اینکه خواهان دلیلی مبنی بر اینکه تحصیل خوانده منافی مصالح خانوادگی یا حیثیات طرفین باشد ارائه ننموده است، دادگاه دعوی خواهان را غیر ثابت تشخیص داده و مستنداً به مواد ۱۲۵۷ قانون مدنی و ۱۹۷ قانون آیین دادرسی مدنی، حکم به بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام می نماید. این رای ظرف بیست روز قابل تجدیدنظرخواهی است.
نمونه رای دوم: پذیرش دادخواست منع تحصیل در شرایط استثنایی (ترک منزل)
خواسته: صدور حکم بر منع ادامه تحصیل زوجه در دانشگاه خارج از کشور
گردشکار: آقای ج. ج. به طرفیت خانم د. د. دادخواستی تقدیم کرده و بیان داشته که زوجه بدون اذن وی و با وجود داشتن فرزند خردسال، برای تحصیل در مقطع دکتری به کشور دیگری مهاجرت کرده و از بازگشت به منزل مشترک خودداری می نماید.
رای دادگاه: در خصوص دعوی مطروحه، با توجه به اینکه خوانده محترم با وجود صدور دادنامه قطعی الزام به تمکین از شعبه دیگر این دادگاه، کماکان در کشور مقصد اقامت داشته و از بازگشت به منزل مشترک و ایفای وظایف زناشویی و حضانت فرزند مشترک خودداری می ورزد، و با عنایت به اینکه ادامه تحصیل ایشان در خارج از کشور، مصداق بارز ترک منزل مشترک و نشوز بوده و موجب اضرار جدی به حقوق زوج و فرزند خردسال می گردد، دادگاه با استناد به ماده ۱۱۱۴ قانون مدنی و اصل ۴۰ قانون اساسی، دعوی خواهان را ثابت تشخیص داده و حکم بر منع ادامه تحصیل زوجه در دانشگاه مذکور تا زمان بازگشت به منزل مشترک و ایفای وظایف زناشویی صادر می نماید. رای صادره ظرف بیست روز قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر استان است.
نمونه دادخواست منع تحصیل زوجه (متن کامل و قابل استفاده)
تنظیم یک دادخواست حقوقی دقیق و مستند، اولین و مهم ترین گام برای پیگیری این موضوع است. در زیر، ساختار استاندارد و متن پیشنهادی برای دادخواست منع تحصیل زوجه ارائه شده است. توجه داشته باشید که این متن یک الگو است و باید بر اساس شرایط خاص هر پرونده توسط وکیل یا خود فرد تکمیل شود.
مشخصات خواهان: نام و نام خانوادگی، نام پدر، کد ملی، شماره تماس، اقامتگاه قانونی
مشخصات خوانده: نام و نام خانوادگی، نام پدر، کد ملی، شماره تماس، اقامتگاه قانونی
وکیل یا نماینده قانونی: در صورت وجود، مشخصات کامل وکیل دادگستری
خواسته یا موضوع و بهای آن: صدور حکم مبنی بر منع ادامه تحصیل خوانده در دانشگاه یا موسسه آموزشی مشخص، به دلیل ترک منزل مشترک، عدم تمکین و اضرار به مصالح خانوادگی، به انضمام کلیه خسارات دادرسی.
دلایل و منضمات دادخواست:
۱. رونوشت مصدق سند ازدواج
۲. رونوشت مصدق شناسنامه و کارت ملی طرفین
۳. دادنامه قطعی الزام به تمکین (در صورت وجود)
۴. استشهادیه محلی مبنی بر ترک منزل توسط زوجه
۵. گزارش مددکاری یا مشاوره خانواده (در صورت وجود)
شرح دادخواست:
ریاست محترم دادگاه خانواده شهرستان …
با سلام و احترام
به استحضار می رساند اینجانب … در تاریخ … به موجب سند ازدواج شماره … تنظیمی در دفترخانه شماره … با خوانده محترم ازدواج دائم نموده ام. حاصل این زندگی مشترک … فرزند به نام … می باشد.
خوانده محترم از تاریخ … بدون اذن اینجانب و بدون هیچ دلیل موجه قانونی، اقدام به ثبت نام و ادامه تحصیل در رشته … در دانشگاه … واقع در شهر/کشور … نموده است. این اقدام ایشان منجر به ترک طولانی مدت منزل مشترک و خودداری از ایفای وظایف زناشویی (تمکین عام و خاص) شده است.
با وجود اینکه اینجانب پیش از این طی دادنامه شماره … مورخ … موفق به اخذ حکم الزام به تمکین از ایشان شده ام، خوانده کماکان به دلیل ادامه تحصیل در محل مذکور، از بازگشت به زندگی مشترک امتناع می ورزد. این وضعیت نه تنها موجب نشوز زوجه گردیده، بلکه حضانت و تربیت فرزند خردسال مشترک را نیز با اختلال جدی مواجه ساخته و به مصالح خانوادگی اضرار جبران ناپذیری وارد کرده است.
لذا با استناد به ماده ۱۱۱۴ قانون مدنی، اصل ۴۰ قانون اساسی و با توجه به مدارک پیوست، از محضر دادگاه محترم تقاضای رسیدگی و صدور حکم مبنی بر منع ادامه تحصیل خوانده در شرایط فعلی که منجر به ترک منزل و اخلال در کیان خانواده شده است، مورد استدعاست.
راهکارهای دفاعی زوجه در برابر دادخواست منع تحصیل
اگر زوجه با چنین دادخواستی مواجه شد، نگران نباشد، زیرا کفه ترازو به دلیل حمایت قانون از حق تحصیل، به نفع اوست. با این حال، ارائه یک دفاعیه مستدل و منطقی برای رد سریع تر دعوا ضروری است.
استراتژی اول: اثبات عدم منافات با مصالح خانوادگی
زوجه باید به دادگاه ثابت کند که برنامه تحصیلی او هیچ گونه خللی در زندگی مشترک ایجاد نکرده است. ارائه برنامه کلاسی که نشان دهد ساعات تحصیل با ساعات حضور در منزل و رسیدگی به امور خانواده تداخل ندارد، یک استدلال قوی است. اگر تحصیل در همان شهر محل سکونت است، این موضوع به سادگی قابل اثبات است و دعوای زوج را بی اثر می کند.
استراتژی دوم: استناد به اذن قبلی یا شرط ضمن عقد
اگر زوج پیش از ازدواج یا در طول زندگی مشترک، به صورت شفاهی، کتبی یا حتی با امضای شروط ضمن عقد در سند ازدواج، با تحصیل زوجه موافقت کرده باشد، زوجه می تواند به این اذن استناد کند. وجود شرط حق تحصیل در عقدنامه، عملاً راه را بر هرگونه دادخواست منع تحصیل از سوی زوج می بندد، زیرا تخلف از شرط ضمن عقد، خود تخلف از قرارداد لازم الاجرا است.
استراتژی سوم: تاکید بر نفع تحصیل برای خانواده
زوجه می تواند با استدلال های منطقی نشان دهد که ادامه تحصیل او نه تنها مضر نیست، بلکه یک سرمایه گذاری برای آینده خانواده است. ارتقای سطح علمی مادر، تاثیر مستقیمی بر تربیت بهتر فرزندان، افزایش آگاهی های خانوادگی و حتی بهبود وضعیت اقتصادی خانواده در آینده خواهد داشت. دادگاه ها معمولاً به استدلال هایی که نشان دهنده سازنده بودن فعالیت زن برای خانواده باشد، توجه مثبتی دارند.
استراتژی چهارم: اثبات عدم ترک منزل و تمکین
اگر دعوا بر مبنای ترک منزل و عدم تمکین استوار است، زوجه باید ثابت کند که همچنان در منزل مشترک سکونت دارد و به وظایف زناشویی خود عمل می کند. حتی اگر تحصیل در شهر دیگری است، ارائه بلیط های رفت و آمد هفتگی یا شهادت شهود مبنی بر حضور منظم در منزل مشترک، می تواند ادعای نشوز را خنثی کند.
پرسش و پاسخ متداول (FAQ)
آیا تحصیل همسر به طور ذاتی به معنای نشوز است؟
خیر، تحصیل همسر به هیچ وجه ذاتاً به معنای نشوز نیست. نشوز زمانی محقق می شود که زوجه بدون مانع مشروع و قانونی، از ادای وظایف زناشویی خودداری کند. اگر زوجه با وجود تحصیل، همچنان به وظایف خود عمل کرده و منزل مشترک را ترک نکرده باشد، به هیچ عنوان ناشزه محسوب نمی شود.
اگر در عقدنامه حق تحصیل برای زوجه شرط شده باشد، آیا زوج می تواند مانع شود؟
به هیچ وجه. اگر در عقدنامه یا ضمن یک عقد خارج لازم، حق تحصیل برای زوجه شرط شده باشد، این شرط لازم الاجرا است و زوج نمی تواند مانع از تحصیل او شود. در این صورت، دادگاه به دلیل وجود شرط ضمن عقد، دادخواست منع تحصیل را بلافاصله رد خواهد کرد.
هزینه دادرسی و مدت زمان رسیدگی به این پرونده ها چقدر است؟
هزینه دادرسی برای دادخواست منع تحصیل زوجه که یک دعوای غیرمالی محسوب می شود، بر اساس تعرفه های قانونی سال جاری و به صورت مبلغ ثابت محاسبه می گردد. مدت زمان رسیدگی نیز بستگی به حجم پرونده های دادگاه، تعداد جلسات و نیاز به تحقیقات محلی دارد، اما معمولاً بین سه تا شش ماه در مرحله بدوی زمان می برد و در صورت تجدیدنظرخواهی، این زمان افزایش می یابد.
اگر دادگاه حکم به منع تحصیل صادر کند و زوجه ادامه دهد، چه پیامدی دارد؟
صدور چنین حکمی بسیار نادر است. اما اگر صادر شود و زوجه بدون توجه به حکم دادگاه به تحصیل ادامه دهد، این عمل می تواند به عنوان عدم تمکین تلقی شود. پیامد قانونی آن، سلب حق نفقه و امکان طرح دعوای طلاق از سوی زوج به دلیل عدم تمکین خواهد بود. با این حال، احکام قضایی معمولاً به جای ممنوعیت مطلق، بر رفع اضرار یا برقراری تمکین تمرکز دارند.
آیا زن هم می تواند مانع تحصیل شوهر شود؟
در نظام حقوقی ایران، ماده صریحی که به زوجه حق دهد تا مستقیماً مانع تحصیل شوهر شود، وجود ندارد. اما اگر تحصیل شوهر به گونه ای باشد که به طور جدی و اثبات پذیر به مصالح خانوادگی آسیب رسانده و منجر به اضرار به زوجه و فرزندان شود (مثلاً ترک طولانی مدت منزل و عدم تأمین نفقه)، زوجه می تواند از طریق طرح دعوای عدم تأمین معاش یا استناد به عسر و حرج، خواستار رسیدگی دادگاه و حتی درخواست طلاق شود.
نتیجه گیری و جمع بندی نهایی
موضوع منع تحصیل زوجه، یکی از مسائل حساس و چالش برانگیز در حوزه حقوق خانواده ایران است که ابعاد گسترده ای از حقوق فردی و خانوادگی را دربرمی گیرد. از یک سو، حق تحصیل به عنوان یک حق بنیادین و انسانی برای زنان شناخته شده و در قانون اساسی و منشور حقوق شهروندی مورد تاکید قرار گرفته است. از سوی دیگر، قانون مدنی اختیاراتی را برای زوج در جهت حفظ مصالح خانوادگی قائل شده است.
بررسی ها و رویه قضایی نشان می دهد که دادگاه ها در ایران تمایلی به پذیرش دادخواست منع تحصیل زوجه ندارند و در بیشتر موارد، این دادخواست ها با رد مواجه می شوند. دادگاه ها تحصیل را از مصادیق حرفه یا صنعت موضوع ماده ۱۱۱۷ قانون مدنی نمی دانند و برای پذیرش چنین دعوایی، نیازمند اثبات اضرار جدی، مستقیم و غیرقابل جبران به مصالح خانوادگی یا نشوز قطعی زوجه به دلیل ترک منزل مشترک ناشی از تحصیل هستند.
پیچیدگی این موضوع و تداخل آن با حقوق بنیادین افراد، اهمیت مشاوره حقوقی با وکلای متخصص در امور خانواده را دوچندان می کند. برای زوجین درگیر این مسائل، توصیه می شود که ابتدا از طریق گفتگو، تفاهم و در صورت نیاز مشاوره خانواده، به حل و فصل اختلافات بپردازند و در صورت لزوم، با آگاهی کامل از جوانب قانونی و با کمک وکیل، گام در مسیر قضایی بگذارند. هدف نهایی قانون، حفظ کیان خانواده در کنار احترام به حقوق و آزادی های فردی است.