قیوم شدن یعنی چه؟ | تعریف کامل قیومیت و وظایف قیم
قیوم شدن یعنی چه
قیوم شدن به معنای تعیین سرپرست قانونی برای اشخاصی است که به دلیل صغر سن، جنون یا عدم رشد عقلی، توانایی اداره امور خود را ندارند تا منافعشان حفظ شود. این فرآیند حقوقی، برای حمایت از آسیب پذیرترین اعضای جامعه، نقشی حیاتی و سرنوشت ساز ایفا می کند.
در زندگی، گاهی عزیزانمان به دلایل مختلفی، چه در کودکی و چه در مراحل بعدی حیات، از توانایی اداره امور شخصی و مالی خود باز می مانند. در چنین موقعیت هایی، نظام حقوقی برای حمایت از این افراد که «محجور» نامیده می شوند، راهکاری به نام «قیمومت» را پیش بینی کرده است. قیوم شدن در واقع گماشته شدن شخصی به نام «قیم» برای سرپرستی و نمایندگی قانونی این محجورین است تا هم از شخص آن ها مراقبت شود و هم اموال و حقوقشان مصون بماند.
مفهوم قیومیت در قانون ایران ریشه های عمیقی در حمایت از خانواده و حفظ حقوق افراد دارد. این فرآیند نه تنها یک تکلیف قانونی، بلکه تبلور حس مسئولیت پذیری و نوع دوستی در جامعه است. هرچند فرآیند آن ممکن است در ابتدا پیچیده به نظر برسد، اما با آگاهی از گام ها و شرایط، می توان به بهترین نحو از حقوق محجورین دفاع کرد و به آن ها کمک کرد تا زندگی باثباتی داشته باشند. این مقاله به تفصیل به بررسی ابعاد مختلف قیوم شدن، از تعریف و شرایط تا وظایف و فرآیند قانونی آن، می پردازد تا هر فردی که با این موضوع روبروست، بتواند با دیدی روشن تر تصمیم گیری کند.
قیم کیست و مفهوم قیمومت
وقتی سخن از قیوم شدن به میان می آید، ابتدا باید به این پرسش پاسخ دهیم که قیم کیست و مفهوم قیمومت به چه معناست. در واقع، این مفاهیم سنگ بنای حمایت از افرادی هستند که نیازمند سرپرستی قانونی اند.
تعریف لغوی و حقوقی قیم
در معنای لغوی، «قیم» به کسی اطلاق می شود که سرپرستی، متولی گری یا اداره امور کسی را برعهده دارد. در عرف جامعه نیز این کلمه اغلب برای اشاره به شخصی استفاده می شود که مسئولیت رسیدگی به فردی ناتوان یا کودکی بی سرپرست را به عهده گرفته است. اما در ادبیات حقوقی، تعریف «قیم» دقیق تر و مشخص تر می شود. قیم، شخصی است که به موجب حکم دادگاه و با درخواست دادستان، برای حفاظت از شخص محجور و اداره امور مالی و غیرمالی او تعیین می گردد. این سمت قانونی، «قیمومت» نامیده می شود. قیم در این جایگاه، نقش نماینده قانونی محجور را ایفا می کند و تمامی اقدامات او باید در جهت مصلحت و منافع محجور باشد.
تفاوت قیمومت با ولایت و وصایت
برای درک عمیق تر مفهوم قیمومت، لازم است آن را از دو نهاد حقوقی مشابه، یعنی ولایت و وصایت، متمایز کنیم. این سه مفهوم هرچند همگی به نوعی سرپرستی و اداره امور دیگران را دربرمی گیرند، اما از نظر مبنای قانونی و شرایط تعیین، تفاوت های اساسی دارند:
- ولایت قهری: این نوع ولایت که به طور طبیعی و قهراً (یعنی بدون نیاز به حکم دادگاه) به وجود می آید، مختص پدر و جد پدری است. قانونگذار به دلیل رابطه نسبی و قرابت خونی، پدر و پدربزرگ پدری را به عنوان ولی قهری بر صغار (کودکان زیر سن بلوغ) و مجانین و اشخاص غیررشیدی که جنون یا عدم رشدشان متصل به صغر بوده، می شناسد. این ولایت دائمی است و تا زمان رسیدن محجور به سن رشد یا رفع حجر ادامه دارد. اختیارات ولی قهری گسترده تر از قیم است و برای انجام بسیاری از امور محجور نیاز به کسب اجازه از دادگاه ندارد.
- وصایت: وصایت زمانی مطرح می شود که ولی قهری (پدر یا جد پدری) قبل از فوت خود، شخصی را برای اداره امور صغار یا مجانین و سفیهانی که ولایت بر آن ها داشته، تعیین می کند. این شخص «وصی» نامیده می شود و اختیارات او به آنچه در وصیت نامه قید شده، محدود است. وصی نیز مانند قیم، مسئول حفظ و اداره اموال محجور است، اما تفاوت اصلی در این است که وصی توسط ولی قهری تعیین می شود، نه دادگاه.
- قیمومت: قیمومت، برخلاف ولایت و وصایت، در مواردی مطرح می شود که ولی قهری یا وصی وجود ندارد یا صلاحیت آن ها برای سرپرستی محرز نیست. به عبارت دیگر، قیمومت نقش تکمیلی دارد و زمانی به صحنه می آید که نه پدری هست و نه جد پدری، و نه وصی ای از طرف آن ها تعیین شده است. تعیین قیم مستلزم صدور حکم از سوی دادگاه است و قیم تحت نظارت دادستان و دادگاه فعالیت می کند. اختیارات قیم نیز محدودتر از ولی قهری است و برای انجام بسیاری از امور مالی محجور نیاز به کسب اجازه از دادگاه یا دادستان دارد.
انواع قیمومت: دائمی و موقت/اتفاقی
نظام حقوقی ایران، قیمومت را به دو دسته کلی تقسیم می کند که هر یک در شرایط خاصی کاربرد دارند:
- قیمومت دائمی: این نوع قیمومت رایج تر است و زمانی تعیین می شود که محجور به طور مستمر و برای مدت طولانی (تا زمان رفع حجر) نیاز به سرپرستی دارد. به عنوان مثال، برای یک کودک یتیم که ولی قهری ندارد یا برای فردی که به جنون دائمی مبتلا شده است، قیم دائمی تعیین می گردد. وظایف و اختیارات قیم در این حالت شامل تمامی امور مالی و غیرمالی محجور می شود و تا زمانی که فرد محجور از حجر خارج شود یا شرایط دیگری مانند فوت قیم یا محجور پیش آید، ادامه خواهد داشت.
- قیمومت موقت یا اتفاقی: گاهی اوقات، نیاز به قیم فقط برای انجام یک کار خاص یا در یک بازه زمانی محدود ایجاد می شود. در چنین شرایطی، قیمومت موقت یا اتفاقی تعیین می گردد. به عنوان مثال، اگر محجور نیاز به شرکت در یک دعوای حقوقی یا انجام یک معامله خاص داشته باشد و ولی یا وصی او به هر دلیلی قادر به انجام آن نباشد، دادگاه می تواند برای همان مورد خاص، قیم موقتی را تعیین کند. پس از انجام آن کار، وظیفه قیم موقت به پایان می رسد. یکی از موارد مهم قیمومت اتفاقی، زمانی است که در یک موضوع خاص، منافع قیم با منافع محجور در تعارض قرار می گیرد. در این حالت، برای رسیدگی به آن موضوع، قیم اتفاقی تعیین می شود تا از حقوق محجور صیانت کند.
درک این تمایزات و انواع قیمومت برای هر کسی که درگیر مسائل مربوط به قیوم شدن است، بسیار حائز اهمیت است تا بتواند با آگاهی کامل از شرایط و مقتضیات، بهترین راهکار حقوقی را انتخاب کند.
چه کسانی نیاز به قیم دارند؟
مفهوم قیوم شدن مستقیماً با وضعیت «حجر» مرتبط است. تنها افرادی که از نظر قانون «محجور» شناخته می شوند، نیاز به تعیین قیم دارند. در این بخش، به تعریف محجورین و موارد قانونی تعیین قیم می پردازیم.
مفهوم محجورین در قانون مدنی
حجر در اصطلاح حقوقی به معنای ممنوعیت شخص از تصرف در امور مالی و گاهی غیرمالی خود است. به عبارت دیگر، فردی که محجور شناخته می شود، اهلیت لازم برای انجام اعمال حقوقی را ندارد و نمی تواند به طور مستقل تصمیمات مربوط به دارایی ها یا حتی برخی جنبه های شخصی زندگی خود را بگیرد. قانون مدنی ایران، محجورین را به سه دسته اصلی تقسیم می کند:
- صغار (کودکان زیر سن بلوغ): صغیر به کسی گفته می شود که به سن بلوغ شرعی نرسیده است. در قانون ایران، سن بلوغ برای پسران ۱۵ سال تمام قمری و برای دختران ۹ سال تمام قمری است. صغار به دو دسته صغیر ممیز (کسی که خوب و بد را تشخیص می دهد اما نفع و ضرر مالی را نه) و صغیر غیرممیز (کسی که هیچگونه تشخیص و تمییزی ندارد) تقسیم می شوند. تمامی صغار، چه ممیز و چه غیرممیز، محجور محسوب می شوند و نمی توانند در امور مالی خود به طور مستقل تصرف کنند.
- اشخاص غیر رشید یا سفیه: شخص غیر رشید یا سفیه کسی است که توانایی تشخیص مصلحت در امور مالی خود را ندارد و دارایی های خود را در راه های نامعقول و بی فایده صرف می کند. به عبارت دیگر، او نمی تواند اموال خود را به طور عقلایی اداره کند و تصمیمات مالی او به ضررش تمام می شود. سفه ممکن است از کودکی با فرد همراه باشد یا بعداً عارض شود. تشخیص سفه بر عهده دادگاه و معمولاً با نظر کارشناسی (مانند پزشکی قانونی) است.
- مجانین (افراد دیوانه): مجنون کسی است که قوه عقل او زائل شده و توانایی تمییز و تشخیص را از دست داده است. جنون می تواند دائمی یا ادواری باشد. در هر دو حالت، شخص مجنون محجور محسوب می شود و نمی تواند هیچگونه تصرفی در امور مالی خود انجام دهد. مانند سفه، تشخیص جنون نیز با دادگاه و از طریق ارجاع به متخصصین پزشکی قانونی صورت می گیرد.
حمایت از این سه دسته محجورین، هدف اصلی نهاد قیمومت است تا حقوق آن ها در جامعه تضییع نشود.
موارد تعیین قیم بر اساس ماده 1218 قانون مدنی
ماده ۱۲۱۸ قانون مدنی به صراحت، مواردی را که نیاز به تعیین قیم وجود دارد، مشخص کرده است. این ماده در واقع چارچوب قانونی برای قیوم شدن را تعیین می کند و به خوبی نشان می دهد که قیمومت یک راهکار حمایتی است که در صورت فقدان سایر سرپرستان قانونی، به میدان می آید:
- برای صغاری که ولی خاص ندارند: همانطور که پیشتر اشاره شد، ولی خاص شامل پدر و جد پدری است. اگر یک کودک (صغیر) هیچ یک از این دو را در قید حیات نداشته باشد یا آن ها به هر دلیلی فوت کرده باشند و وصی نیز از جانب آن ها تعیین نشده باشد، دادگاه برای او قیم تعیین می کند.
- برای مجانین و اشخاص غیر رشیدی که جنون یا عدم رشد آن ها متصل به زمان صغر بوده و ولی خاص ندارند: برخی از افراد ممکن است از زمان کودکی (صغر) دچار جنون یا عدم رشد (سفه) باشند. اگر این افراد نیز ولی قهری (پدر یا جد پدری) نداشته باشند و وصی نیز تعیین نشده باشد، دادگاه برای آن ها قیم منصوب می کند.
- برای مجانین و اشخاص غیر رشیدی که جنون یا عدم رشد آن ها متصل به زمان صغر نبوده (عارضی) و ولی خاص ندارند: گاهی اوقات، جنون یا سفه در سنین بالاتر و پس از بلوغ به فرد عارض می شود. اگر این افراد نیز ولی قهری نداشته باشند (مثلاً پدر و جد پدری شان فوت کرده اند یا اگر هم زنده باشند، ولایتی بر محجور عارض پس از بلوغ ندارند)، دادگاه برای آن ها قیم تعیین می کند. در این حالت، دادگاه پس از احراز حجر (معمولاً با نظر پزشکی قانونی) اقدام به نصب قیم می کند.
نقش دادگاه در تمامی این موارد، حیاتی است. دادگاه با دقت و بررسی همه جانبه، ابتدا حجر فرد را احراز کرده و سپس با رعایت اولویت ها و شرایط قانونی، فرد واجد صلاحیت را به عنوان قیم تعیین می کند تا از حقوق و منافع محجور به بهترین نحو ممکن صیانت شود.
شرایط لازم برای قیوم شدن
مسئولیت قیوم شدن، کاری خطیر و پر اهمیت است و نمی توان آن را به هر کسی سپرد. قانون مدنی برای تضمین حمایت کامل از محجورین، شرایط خاصی را برای افرادی که قصد قیم شدن را دارند، در نظر گرفته است.
صلاحیت های عمومی قیم
شخصی که به عنوان قیم انتخاب می شود، باید از توانایی ها و ویژگی های اخلاقی و عملی برخوردار باشد تا بتواند به درستی از عهده این وظیفه برآید. این صلاحیت ها شامل موارد زیر است:
- توانایی اداره امور محجور و امانتداری: قیم باید از نظر فکری، اجرایی و مدیریتی توانایی لازم برای اداره امور مالی محجور را داشته باشد. این به معنای داشتن درک صحیح از مدیریت دارایی ها، انجام معاملات به نفع محجور و حفظ و افزایش اموال اوست. همچنین، امانتداری مهم ترین شرط اخلاقی است؛ قیم باید در نگهداری اموال محجور کاملاً امین و معتمد باشد. هرگونه سوءاستفاده یا عدم رعایت مصلحت محجور، می تواند منجر به عزل او شود.
- شایستگی اخلاقی و عدم سوءسابقه: قیم باید از نظر اخلاقی فردی شناخته شده و مورد احترام باشد. داشتن سوءسابقه کیفری، به ویژه در جرایم مالی یا جرایم مرتبط با اخلاق، مانع از قیم شدن است. قانون به دنبال فردی است که بتواند الگوی مناسبی برای محجور باشد و از او به درستی مراقبت کند.
- بلوغ و رشد: خود قیم نباید محجور باشد. به عبارت دیگر، او باید بالغ (رسیده به سن بلوغ شرعی) و رشید (توانایی تشخیص مصلحت در امور مالی خود) باشد. منطقی است که فردی که خود توانایی اداره امور خویش را ندارد، نمی تواند سرپرستی دیگری را برعهده بگیرد.
- مسلمانی برای محجور مسلمان: طبق قوانین شرعی و قانون مدنی، اگر فرد محجور مسلمان باشد، قیم او نیز باید مسلمان باشد. این شرط برای رعایت موازین شرعی در اداره امور محجور تعیین شده است.
- اولویت خویشاوندان (مادر، همسر): قانون امور حسبی، در تعیین قیم، اولویت هایی را برای خویشاوندان نزدیک محجور در نظر گرفته است. این اولویت بندی با هدف حفظ بنیان خانواده و واگذاری مسئولیت به افرادی صورت می گیرد که بیشترین دلسوزی و نزدیکی را با محجور دارند.
- مادر: ماده ۶۱ قانون امور حسبی بیان می دارد که اگر مادر ازدواج مجدد نکرده باشد و صلاحیت های لازم را داشته باشد، برای قیمومت فرزند محجور خود بر دیگران اولویت دارد. این نشان دهنده اهمیت نقش مادر در سرپرستی فرزندان است.
- همسر: در صورتی که فرد محجور یک زن باشد، طبق ماده ۶۲ قانون امور حسبی، همسر او با داشتن صلاحیت های لازم، بر دیگران برای قیمومت همسرش مقدم است.
اولویت خویشاوندان به این معنا نیست که آن ها الزاماً قیم خواهند شد، بلکه دادگاه در صورت داشتن صلاحیت های عمومی، آن ها را در اولویت قرار می دهد. در هر صورت، مصلحت محجور مهم ترین اصل در انتخاب قیم است.
چه کسانی نمی توانند قیم شوند؟ (موانع قیوم شدن)
همان طور که برخی شرایط برای قیم شدن الزامی است، موانعی نیز وجود دارد که اشخاص را از این سمت منع می کند. ماده ۱۲۳۱ قانون مدنی و سایر مقررات مرتبط، این موانع را به وضوح بیان کرده اند تا از انتخاب افراد نامناسب برای این مسئولیت مهم جلوگیری شود:
- کسانی که خود تحت قیمومت یا ولایت هستند: فردی که خود محجور است و نیاز به سرپرست دارد (مانند صغیر، مجنون یا سفیه)، نمی تواند قیم دیگری شود. این شرط بدیهی است، زیرا فردی که توانایی اداره امور خودش را ندارد، نمی تواند سرپرستی دیگران را برعهده بگیرد.
- ورشکستگان: افرادی که حکم ورشکستگی آن ها صادر شده و هنوز امور ورشکستگی آن ها تسویه نشده است، نمی توانند قیم شوند. دلیل این امر، حفظ اموال محجور است؛ کسی که در اداره اموال خود ورشکسته شده، نمی تواند به عنوان امین و مدیر اموال دیگری مورد اعتماد قرار گیرد.
- محکومان به جرایم خاص: قانون، اشخاصی را که به دلیل ارتکاب برخی جرایم خاص محکوم شده اند، از سمت قیمومت منع کرده است. این جرایم معمولاً نشان دهنده عدم امانتداری یا فساد اخلاقی هستند و شامل موارد زیر می شوند:
- سرقت
- کلاهبرداری
- خیانت در امانت
- اختلاس
- هتک ناموس یا منافیات عفت
- جرایم نسبت به اطفال
- ورشکستگی به تقصیر یا تقلب
محکومیت قطعی به هر یک از این جرایم، مانع از قیوم شدن است.
- معروفین به فساد اخلاق: اشخاصی که در جامعه به فساد اخلاقی شهرت دارند، حتی اگر محکومیت قضایی هم نداشته باشند، نمی توانند قیم شوند. دادستان و دادگاه در تحقیقات خود این موضوع را مد نظر قرار می دهند تا از هرگونه آسیب اخلاقی به محجور جلوگیری شود.
- کسانی که خود یا اقربای طبقه اول آن ها دعوایی علیه محجور دارند: اگر بین متقاضی قیمومت (یا همسر، فرزندان، پدر و مادر او) و محجور، دعوایی حقوقی یا کیفری وجود داشته باشد، آن فرد نمی تواند به عنوان قیم تعیین شود. این شرط برای جلوگیری از تعارض منافع و اطمینان از بی طرفی قیم در حمایت از حقوق محجور است.
این شرایط و موانع، چارچوبی محکم برای انتخاب قیمی شایسته و امین فراهم می کنند تا محجورین در پناه حمایت قانونی، زندگی امن و باثباتی داشته باشند.
فرآیند و نحوه تعیین و نصب قیم
قیوم شدن یک فرآیند قانونی است که مراحل مشخصی دارد. از لحظه تشخیص نیاز به قیم تا صدور حکم قیمومت، اقدامات متعددی باید انجام شود که در این بخش به تشریح آن ها می پردازیم.
چه کسانی می توانند درخواست تعیین قیم دهند؟
تعیین قیم معمولاً با یک درخواست شروع می شود. خوشبختانه، قانون این امکان را برای افراد و نهادهای مختلف فراهم کرده است تا در صورت اطلاع از وجود محجور، برای او قیم درخواست کنند:
- والدین (ماده 1219 قانون مدنی): اگر یکی از والدین (پدر یا مادر) در قید حیات باشند و فرزندشان محجور شود و ولی قهری نداشته باشد، وظیفه آن هاست که مراتب را به دادستان حوزه اقامت خود اطلاع دهند و درخواست تعیین قیم کنند. این تکلیف نشان دهنده اهمیت نقش والدین در حمایت از فرزندان است.
- اقربا و خویشاوندان محجور: پس از والدین، سایر خویشاوندان نزدیک محجور، مانند خواهر، برادر، عمه، عمو، خاله، دایی و غیره، نیز می توانند در صورت اطلاع از وضعیت حجر و نیاز به قیم، درخواست خود را به دادسرا ارائه دهند. آن ها معمولاً اولین افرادی هستند که از وضعیت محجور آگاه می شوند.
- دادستان: دادستان، به عنوان مدعی العموم و حافظ حقوق عمومی، یکی از مهم ترین مراجع در این فرآیند است. او می تواند به محض اطلاع از وجود محجور بی سرپرست، راساً برای تعیین قیم اقدام کند. دادسرا در واقع نهاد نظارتی بر امور محجورین نیز محسوب می شود.
- نهادهای عمومی (ماده 55 قانون امور حسبی): قانونگذار حتی نهادهای عمومی و مسئولین محلی را نیز مکلف کرده است تا در صورت اطلاع از وجود صغیری که نیاز به قیم دارد، مراتب را به دادستان شهرستان حوزه خود اطلاع دهند. این نهادها عبارتند از:
- شهرداری
- اداره آمار و ثبت احوال و مأموران آن ها
- دهبان
- بخشدار
این گسترش دامنه افراد و نهادهای درخواست کننده، نشان از اهمیت بالای حمایت از محجورین دارد.
مراجع صالح برای رسیدگی
پس از ارائه درخواست، این پرونده باید در مراجع ذی صلاح بررسی شود. این مراجع عبارتند از:
- دادسرای محل اقامت محجور (دایره سرپرستی): اولین مرجع برای رسیدگی به درخواست تعیین قیم، دادسرای محل اقامت محجور است. دایره سرپرستی دادسرا وظیفه دارد تحقیقات لازم را در مورد حجر فرد و صلاحیت متقاضیان قیمومت انجام دهد و در صورت لزوم، موضوع را به دادگاه ارجاع دهد.
- دادگاه صالح (دادگاه خانواده): پس از بررسی های دادسرا و احراز حجر، پرونده به دادگاه صالح ارسال می شود. در حال حاضر، رسیدگی به امور قیمومت در صلاحیت دادگاه خانواده است. دادگاه خانواده پس از بررسی تمامی جوانب، حکم تعیین قیم را صادر می کند.
نکته مهم این است که اگر اقامتگاه محجور معلوم نباشد (مثلاً کودکی بی سرپرست پیدا شود)، دادگاه محلی که محجور در آنجا یافت شده، صلاحیت رسیدگی را خواهد داشت.
مدارک لازم برای درخواست قیمومت
برای درخواست تعیین قیم، ارائه مدارک مشخصی ضروری است تا دادگاه بتواند وضعیت محجور و صلاحیت متقاضی را بررسی کند. این مدارک معمولاً شامل موارد زیر است:
- مدارک شناسایی متقاضی و محجور: شامل شناسنامه و کارت ملی متقاضی (فردی که می خواهد قیم شود یا درخواست قیمومت را داده) و شناسنامه و کارت ملی محجور.
- گواهی فوت پدر یا جد پدری (در صورت نیاز): اگر محجور صغیر باشد و ولی قهری نداشته باشد، گواهی فوت پدر و جد پدری او (مانند گواهی فوت، شناسنامه باطل شده یا گواهی انحصار وراثت) باید ارائه شود.
- گواهی حجر (در صورت لزوم و تشخیص پزشکی قانونی): اگر حجر محجور (به ویژه در موارد جنون یا سفه) نیاز به اثبات داشته باشد، گواهی پزشکی قانونی که حجر او را تأیید می کند، باید ضمیمه دادخواست شود.
- فرم دادخواست تعیین قیم: متقاضی باید یک دادخواست رسمی برای تعیین قیم تنظیم و تقدیم کند. این دادخواست شامل اطلاعات محجور، متقاضی و دلایل نیاز به قیم است.
مراحل رسیدگی و صدور حکم قیمومت
پس از تقدیم درخواست و مدارک، فرآیند قیوم شدن مراحل زیر را طی می کند:
- درخواست و تقدیم مدارک: متقاضی یا دادستان درخواست تعیین قیم را به همراه مدارک لازم به دادسرای دایره سرپرستی محل اقامت محجور تقدیم می کند.
- تحقیقات دادسرا و احراز حجر: دادسرا تحقیقات جامعی را برای احراز حجر فرد آغاز می کند. این تحقیقات ممکن است شامل استعلام از اداره ثبت احوال، تحقیقات محلی، و در صورت نیاز، ارجاع محجور به پزشکی قانونی برای تشخیص جنون یا سفه باشد. همچنین، دادسرا صلاحیت اخلاقی و عملی متقاضیان قیمومت را نیز بررسی می کند.
- تعیین فرد/افراد واجد صلاحیت: پس از احراز حجر و بررسی صلاحیت ها، دادسرا فرد یا افرادی را که برای سمت قیمومت واجد شرایط تشخیص می دهد، به دادگاه معرفی می کند.
- حق رد سمت قیمومت: شخصی که برای قیمومت پیشنهاد می شود، حق دارد این سمت را نپذیرد. در این صورت، دادگاه باید فرد دیگری را انتخاب کند.
- ابلاغ قیم نامه و شروع وظایف: در صورت قبول سمت، دادگاه حکم تعیین قیم را صادر می کند و «قیم نامه» به قیم ابلاغ می شود. از زمان ابلاغ قیم نامه، وظایف و اختیارات قیم آغاز می گردد و او مکلف به انجام مسئولیت های خود است.
نمونه دادخواست تعیین قیم
نمونه دادخواستی که در ادامه آمده، یک الگوی کلی است و باید با توجه به جزئیات هر پرونده تکمیل شود:
دادستان محترم دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان [نام شهرستان] (دایره سرپرستی)
با احترام، به استحضار می رساند، [نام محجور] فرزند [نام پدر محجور] به شماره ملی [شماره ملی محجور] و شماره شناسنامه [شماره شناسنامه محجور] با استناد به گواهی فوت ضمیمه شده، پدر خود را در تاریخ [تاریخ فوت پدر] از دست داده و جد پدری وی نیز در تاریخ [تاریخ فوت جد پدری] فوت شده است که گواهی آن ضمیمه می باشد. اینجانب [نام و نام خانوادگی متقاضی] فرزند [نام پدر متقاضی] به شماره ملی [شماره ملی متقاضی] و شماره شناسنامه [شماره شناسنامه متقاضی] به عنوان [نسبت متقاضی با محجور، مثلاً والده صغیر یا عموی وی] با استناد به مواد ۱۲۱۹ و ۱۲۱۸ قانون مدنی و با رعایت حق اولویت موضوع ماده ۶۱ قانون امور حسبی، خواستار نصب قیم برای صغیر/مجنون/سفیه ذکر شده می باشم. استدعا دارم دستور مقتضی برای انجام اقدامات قانونی و تعیین قیم صادر فرمایید.
محل اقامت صغیر/مجنون/سفیه: [آدرس کامل محجور]
محل اقامت متقاضی: [آدرس کامل متقاضی]
امضای متقاضی: [امضا]
تاریخ: [تاریخ]
این دادخواست به دادسرا ارائه می شود و پس از بررسی های اولیه، در صورت لزوم به دادگاه خانواده جهت صدور حکم نهایی ارجاع داده خواهد شد. فرآیند قیوم شدن، هرچند اداری به نظر می رسد، اما در واقع تبلور تعهد جامعه به حمایت از حقوق افرادی است که نمی توانند از خود دفاع کنند.
وظایف و اختیارات قیم پس از قیوم شدن
پس از قیوم شدن و دریافت قیم نامه، قیم وارد مرحله ای حیاتی می شود: مرحله انجام وظایف و اعمال اختیارات قانونی خود. این وظایف و اختیارات، شامل امور مالی و غیرمالی محجور است و همواره باید با رعایت کامل مصلحت او صورت گیرد.
وظایف مالی قیم
اداره اموال محجور یکی از مهم ترین بخش های وظایف قیم است. این وظایف با هدف حفظ، نگهداری و در صورت امکان، افزایش دارایی های محجور تنظیم شده اند:
- مواظبت از اموال و اداره صحیح آن ها (ماده 1235 قانون مدنی): قیم موظف است تمام اموال محجور را با دقت و وسواس تمام حفظ کند. این شامل نگهداری از وجوه نقد، اموال منقول و غیرمنقول، اسناد و مدارک است. اداره صحیح اموال به معنای انجام اقداماتی است که به نفع محجور باشد، مانند اجاره دادن ملک، وصول مطالبات، یا انجام سرمایه گذاری های مطمئن با رعایت قوانین.
- تهیه صورت جامع دارایی محجور و تقدیم به دادستان (ماده 1236 قانون مدنی): به محض تعیین قیم، او مکلف است یک لیست کامل و جامع از تمامی دارایی های محجور (شامل اموال، دیون، مطالبات و …) تهیه کند. یک نسخه از این صورت باید با امضای قیم به دادستان حوزه اقامت محجور ارسال شود. دادستان یا نماینده او نیز وظیفه دارند صحت این لیست را بررسی و تحقیقات لازم را انجام دهند. این اقدام برای شفافیت و جلوگیری از هرگونه سوءاستفاده احتمالی ضروری است.
- تسلیم حساب سالانه تصدی به دادستان (ماده 1244 قانون مدنی): قیم باید حداقل سالی یک بار، گزارش کاملی از تمامی دخل و خرج ها و اقدامات مالی که در طول سال برای محجور انجام داده است، تهیه کرده و به دادستان ارائه کند. این «حساب تصدی» شامل درآمدها، هزینه ها، خرید و فروش ها و وضعیت کلی مالی محجور است. هدف از این گزارش، نظارت دادستان بر عملکرد قیم و اطمینان از رعایت مصلحت محجور است. عدم ارائه این حساب در موعد مقرر می تواند منجر به عزل قیم شود.
- پرداخت نفقه و هزینه های ضروری محجور و واجب النفقه او (ماده 82 قانون امور حسبی): یکی از وظایف اصلی قیم، تأمین هزینه های زندگی محجور است. این شامل هزینه های خوراک، پوشاک، مسکن، درمان و سایر ضروریات است. علاوه بر این، اگر محجور خود واجب النفقه (مثلاً همسر یا فرزندان) داشته باشد، قیم مکلف است نفقه آن ها را نیز از اموال محجور پرداخت کند. در مورد محجورین دیوانه، قیم باید تدابیر لازم را برای درمان و نگهداری آن ها، چه در خانه و چه در تیمارستان، اتخاذ کند.
- مسئولیت در قبال ضرر و زیان ناشی از تقصیر (ماده 1238 قانون مدنی): اگر قیم در حفظ اموال محجور کوتاهی یا تقصیری مرتکب شود، مسئول ضرر و خساراتی خواهد بود که به اموال محجور وارد شده است. این مسئولیت حتی اگر ضرر ناشی از تفریط (بی توجهی) یا تعدی (تجاوز از حدود اختیارات) مستقیم قیم نباشد، اما به دلیل تقصیر او در حفظ مال رخ داده باشد، برقرار است. این ماده ضمانت اجرایی برای مسئولیت قیم در قبال اموال محجور است.
وظایف غیرمالی قیم
علاوه بر امور مالی، قیوم شدن شامل وظایف غیرمالی نیز می شود که به شخص محجور و بهبود وضعیت او مربوط است:
- مواظبت از شخص محجور: قیم مسئولیت نگهداری و مراقبت از خود محجور را بر عهده دارد. این شامل تأمین نیازهای جسمی، روحی و روانی محجور است. قیم باید محیطی امن و مناسب برای زندگی محجور فراهم کند.
- تربیت و اصلاح حال محجور و رعایت مصلحت او (ماده 79 قانون امور حسبی): به ویژه در مورد صغار و سفیهان، قیم باید در تربیت و راهنمایی محجور کوشش کند و همواره مصلحت او را در تمامی تصمیمات خود در نظر بگیرد. این مصلحت شامل جنبه های تحصیلی، شغلی، اخلاقی و اجتماعی است.
- اجازه اشتغال به کار یا پیشه به محجور (ماده 85 قانون امور حسبی): در صورتی که محجور (به ویژه سفیه یا صغیر ممیز) توانایی انجام کار یا پیشه ای را داشته باشد و این امر به مصلحت او باشد، قیم می تواند با اجازه دادستان به او اجازه اشتغال دهد. این اجازه شامل لوازم و تجهیزات لازم برای آن کار نیز خواهد بود و به محجور کمک می کند تا احساس استقلال و مفید بودن داشته باشد.
- اختیار همسر و طلاق برای مجنون با اجازه دادستان و دادگاه (ماده 88 قانون امور حسبی): در مورد مجنون، اگر پزشک ازدواج او را برای بهبود وضعیتش لازم بداند، قیم می تواند با اجازه دادستان برای مجنون ازدواج کند. همچنین، اگر طلاق همسر مجنون لازم باشد، قیم با پیشنهاد دادستان و تصویب دادگاه می تواند اقدام به طلاق کند. این اختیارات نشان دهنده مسئولیت سنگین قیم در تصمیم گیری های حیاتی برای مجنون است.
محدودیت های اختیارات قیم
با وجود گستردگی وظایف، اختیارات قیم مطلق نیست و در بسیاری از موارد برای جلوگیری از سوءاستفاده یا تصمیمات نادرست، محدودیت هایی در نظر گرفته شده است. این محدودیت ها عموماً نیاز به کسب اجازه از دادستان یا دادگاه را ایجاب می کند:
- فروش اموال غیرمنقول: قیم نمی تواند بدون اجازه دادستان و دادگاه، اموال غیرمنقول محجور (مانند زمین، خانه، مغازه) را به فروش برساند یا رهن و اجاره طولانی مدت دهد. این اقدام برای حفظ اصلی ترین دارایی های محجور ضروری است.
- انجام معاملات با خود یا اقربا: قیم نمی تواند اموال محجور را به خود یا به همسر و فرزندان یا پدر و مادر خود منتقل کند یا با آن ها معامله ای انجام دهد، مگر با اجازه دادستان.
- قرض گرفتن برای محجور: قیم برای قرض گرفتن به نام محجور، به اجازه دادستان نیاز دارد.
- تعهدات خارج از حدود معمول: هرگونه تعهد مالی یا حقوقی عمده که خارج از روال عادی اداره امور باشد، نیاز به کسب اجازه از دادستان یا دادگاه دارد.
این محدودیت ها، با هدف نظارت مستمر بر عملکرد قیم و تضمین رعایت مصلحت محجور، نقش حیاتی در حفظ حقوق افراد آسیب پذیر جامعه ایفا می کنند. قیوم شدن، بیش از هر چیز، یک مسئولیت اخلاقی و قانونی بزرگ است.
عزل قیم و پایان قیمومت
مسئولیت قیوم شدن، مادام العمر نیست و در شرایطی می تواند به پایان برسد یا قیم از سمت خود عزل شود. این مکانیسم ها برای حفظ مصلحت محجور و تضمین عملکرد صحیح قیم پیش بینی شده اند.
موارد عزل قیم
قانون به دادستان و دادگاه اختیار داده است تا در صورت مشاهده تخلف یا عدم صلاحیت، قیم را از سمت خود عزل کنند. این موارد به شرح زیر است:
- عدم تسلیم حساب سالانه: همانطور که پیش تر اشاره شد، قیم موظف است حداقل سالی یک بار حساب تصدی خود را به دادستان ارائه کند. اگر قیم ظرف یک ماه از تاریخ مطالبه دادستان، این حساب را ارائه ندهد، به تقاضای دادستان معزول می شود. این یکی از مهم ترین ضمانت های اجرایی برای شفافیت مالی قیم است.
- عدم رعایت مصلحت محجور: اگر دادستان یا دادگاه به این نتیجه برسند که قیم در اداره امور محجور، مصلحت او را رعایت نمی کند یا به دلیل سوءمدیریت یا اهمال، به اموال و حقوق محجور ضرر وارد می کند، می توانند او را عزل کنند. این موضوع می تواند شامل هرگونه تصمیم یا عملی باشد که به ضرر محجور تمام شود.
- عدم صلاحیت جدید قیم (محکومیت به جرایم): اگر پس از قیوم شدن، قیم به یکی از جرایمی که در ابتدا مانع قیم شدن بود (مانند سرقت، کلاهبرداری، خیانت در امانت و …)، محکومیت قطعی پیدا کند، صلاحیت خود را از دست داده و عزل خواهد شد.
- معروف شدن به فساد اخلاق: اگر پس از انتصاب، قیم به فساد اخلاق معروف شود، دادستان می تواند درخواست عزل او را به دادگاه بدهد.
- عدم توانایی یا بیماری: اگر قیم به دلیل بیماری، کهولت سن یا هر عامل دیگری، توانایی اداره امور محجور را از دست بدهد، می تواند از سمت خود عزل یا جایگزین شود.
عزل قیم، یک تصمیم مهم قضایی است که با هدف حمایت از حقوق محجور و جلوگیری از تضییع منافع او صورت می گیرد.
پایان قیمومت
قیمومت علاوه بر عزل قیم، در شرایط دیگری نیز به پایان می رسد. این موارد نشان دهنده تغییر وضعیت حقوقی محجور یا خود قیم است:
- رفع حجر از محجور: مهم ترین و بهترین حالت پایان قیمومت، زمانی است که حجر از محجور رفع می شود. این امر در مورد صغار با رسیدن به سن رشد (بلوغ شرعی و رشد عقلی) اتفاق می افتد. در مورد مجانین و سفیهان نیز اگر سلامت روانی و رشد عقلی آن ها بازگردد و پزشکی قانونی آن را تأیید کند، حکم رفع حجر صادر و قیمومت به پایان می رسد. پس از رفع حجر، فرد می تواند به طور مستقل امور خود را اداره کند.
- فوت محجور یا قیم: بدیهی است که با فوت محجور، موضوع قیمومت منتفی می شود و اموال او به ورثه منتقل می گردد. همچنین، با فوت قیم نیز سمت قیمومت به پایان می رسد و دادگاه باید برای محجور، قیم جدیدی تعیین کند.
- یافتن ولی قهری یا وصی: اگر پس از تعیین قیم، ولی قهری (پدر یا جد پدری) که غایب بوده، بازگردد یا وصی ای که تاکنون مشخص نبوده، شناسایی و صلاحیتش احراز شود، قیمومت می تواند به پایان برسد. زیرا ولایت و وصایت بر قیمومت اولویت دارند.
- ازدواج مجدد مادر محجور (با ملاحظات خاص): اگر مادر محجور به عنوان قیم تعیین شده باشد و ازدواج مجدد کند، باید ظرف یک ماه مراتب را به دادستان اطلاع دهد. دادستان با رعایت وضعیت جدید زن، می تواند درخواست تعیین قیم جدید یا ضم ناظر را ارائه کند. این بدان معناست که ازدواج مجدد مادر به تنهایی موجب عزل قیم نمی شود، اما می تواند منجر به بررسی مجدد و احتمالاً پایان قیمومت او شود.
پایان قیمومت، چه از طریق عزل قیم و چه از طریق رفع حجر یا فوت، همواره با هدف تضمین بهترین وضعیت برای محجور صورت می گیرد. این فرآیندها، نشان دهنده دقت و ظرافت قانون در حمایت از آسیب پذیرترین افراد جامعه است.
نکات حقوقی مهم و کاربردی در مورد قیوم شدن
درک جنبه های عملی و نکات حقوقی کاربردی مرتبط با قیوم شدن، می تواند به افراد در مواجهه با این موضوع کمک شایانی کند. این نکات، دیدگاهی جامع تر نسبت به مسئولیت ها و پیامدهای قیمومت ارائه می دهند.
آیا ارث بردن محجور از قیم خود امکان پذیر است؟
بله، ارث بردن محجور از قیم خود امکان پذیر است، اما این موضوع تابع قواعد عمومی ارث است و به رابطه قیمومت مربوط نمی شود. به عبارت دیگر، صرف اینکه شخصی قیم فردی است، موجب نمی شود که محجور از او ارث ببرد. ارث بری محجور از قیم در دو حالت کلی اتفاق می افتد:
- وجود رابطه نسبی یا سببی: اگر بین قیم و محجور رابطه خویشاوندی (نسبی مانند پدر، مادر، فرزند، خواهر، برادر و …) یا رابطه سببی (مانند همسر) وجود داشته باشد و قیم فوت کند، محجور بر اساس طبقات و درجات ارث، از او ارث خواهد برد. این دقیقاً همانند هر رابطه خویشاوندی دیگری است.
- وجود وصیت نامه: اگر قیم در زمان حیات خود، طی یک وصیت نامه قانونی، بخشی از اموالش را برای محجور وصیت کرده باشد، محجور می تواند تا ثلث اموال قیم را دریافت کند. در این حالت نیز وصیت مبنای ارث بری است، نه صرف رابطه قیمومت.
البته باید توجه داشت که موانع ارث (مانند قتل عمد قیم توسط محجور) در این مورد نیز صدق می کند و در صورت وجود چنین موانعی، حتی با وجود رابطه نسبی یا وصیت، ارث بری منتفی خواهد بود.
مسئولیت های قانونی و کیفری قیم
قیوم شدن تنها به معنای مدیریت نیست، بلکه با مسئولیت های سنگین قانونی و حتی کیفری همراه است. قیم باید همواره در چارچوب قانون و مصلحت محجور عمل کند:
- مسئولیت حقوقی (مدنی): قیم در قبال خساراتی که به دلیل تقصیر (اهمال یا بی احتیاطی) یا تعدی (تجاوز از حدود اختیارات) او به اموال یا شخص محجور وارد می شود، مسئول است و باید جبران خسارت کند (ماده ۱۲۳۸ قانون مدنی). این شامل عدم نگهداری صحیح از اموال، انجام معاملات زیان آور بدون مجوز، یا عدم تأمین نیازهای ضروری محجور می شود.
- مسئولیت کیفری (جزایی): در برخی موارد، اقدامات قیم می تواند جنبه کیفری پیدا کند. به عنوان مثال، اگر قیم با سوءنیت و به قصد اضرار به محجور، اموال او را به سرقت ببرد، اختلاس کند یا مورد سوءاستفاده قرار دهد، ممکن است تحت پیگرد کیفری قرار گیرد. همچنین، اگر قیم وظایف مراقبتی خود را به حدی کوتاهی کند که منجر به آسیب جانی یا جسمی به محجور شود، می تواند مسئولیت کیفری داشته باشد.
تاثیر قیمومت بر افتتاح حساب بانکی محجور
با تعیین قیم، نحوه اداره امور مالی محجور، از جمله افتتاح حساب بانکی او، تغییر می کند. به موجب دستورالعمل های بانک مرکزی و رویه های قضایی:
- افتتاح حساب به نام محجور توسط قیم: قیم می تواند به نام محجور در بانک ها حساب باز کند. این حساب ها معمولاً از نوع حساب های پس انداز یا جاری با محدودیت هایی در برداشت هستند.
- نحوه برداشت از حساب: برداشت از این حساب ها توسط قیم، با ارائه قیم نامه و تحت نظارت دادستان یا با کسب اجازه دادگاه امکان پذیر است. هدف از این نظارت، جلوگیری از سوءاستفاده قیم از وجوه محجور است.
- پس از رفع حجر: هنگامی که محجور به سن رشد برسد یا حجر او رفع شود (مثلاً جنون او برطرف شود)، خود فرد می تواند با ارائه حکم رشد یا رفع حجر، به حساب خود دسترسی کامل پیدا کند و از آن برداشت نماید.
نقش وکیل در فرآیند تعیین قیم و نظارت بر امور قیمومت
حضور یک وکیل متخصص در امور قیمومت می تواند به طور قابل توجهی به تسهیل و صحیح پیش رفتن فرآیند قیوم شدن کمک کند:
- درخواست تعیین قیم: وکیل می تواند متقاضی را در تنظیم دقیق دادخواست، جمع آوری مدارک لازم و پیگیری مراحل اداری در دادسرا و دادگاه یاری رساند.
- حفظ حقوق محجور: وکیل می تواند به عنوان نماینده محجور، بر عملکرد قیم نظارت داشته باشد و در صورت مشاهده هرگونه تخلف یا عدم رعایت مصلحت، اقدامات قانونی لازم را برای عزل قیم یا جبران خسارت انجام دهد.
- مشاوره به قیم: وکیل می تواند به قیم در خصوص وظایف، اختیارات، محدودیت ها و الزامات قانونی مشاوره دهد تا قیم با آگاهی کامل از مسئولیت های خود عمل کند و از بروز مشکلات حقوقی جلوگیری شود.
- پیگیری رفع حجر: در صورت بهبود وضعیت محجور، وکیل می تواند فرآیند قانونی رفع حجر را پیگیری کند تا محجور هرچه سریع تر بتواند امور خود را به دست گیرد.
قیوم شدن و تمامی مراحل و ابعاد آن، سرشار از نکات حقوقی است که آگاهی از آن ها می تواند به خانواده ها و افراد درگیر، کمک کند تا بهترین تصمیمات را برای حمایت از عزیزان خود بگیرند. مشاوره با متخصصین حقوقی در این زمینه، همواره توصیه می شود.
نتیجه گیری
قیوم شدن، سازوکاری قانونی است که در نظام حقوقی ایران با هدف حمایت از حقوق و منافع افرادی طراحی شده که به دلیل ناتوانی هایی چون صغر، جنون یا سفه، قادر به اداره امور خود نیستند. این فرآیند، تنها یک تکلیف قانونی نیست، بلکه تبلور ارزش های انسانی و اجتماعی در پاسداری از ضعیف ترین اعضای جامعه است. قیوم، شخصی است که با حکم دادگاه، مسئولیت خطیر سرپرستی و نمایندگی قانونی محجور را برعهده می گیرد و در این مسیر، هم وظایف مالی گسترده ای در حفظ و اداره اموال دارد و هم وظایف غیرمالی مهمی در مراقبت و تربیت او. تمامی اعمال و تصمیمات قیم باید در راستای مصلحت و منافع محجور باشد و او تحت نظارت مستمر دادستان و دادگاه فعالیت می کند.
در طول این مقاله، به تفصیل به بررسی ابعاد مختلف قیوم شدن پرداختیم؛ از تعریف لغوی و حقوقی قیم گرفته تا تفاوت آن با ولایت و وصایت، انواع قیمومت، شرایط لازم برای انتخاب قیم، موانع قانونی قیوم شدن، فرآیند گام به گام تعیین و نصب قیم، وظایف و اختیارات قیم، و در نهایت، مواردی که منجر به عزل قیم یا پایان قیمومت می شود. همچنین، به نکات حقوقی مهمی مانند ارث بری محجور از قیم، مسئولیت های قانونی و کیفری قیم و تأثیر قیمومت بر امور بانکی اشاره شد.
در نهایت، باید تأکید کرد که قیوم شدن مسئولیت سنگینی است که نیازمند امانتداری، شایستگی اخلاقی و توانایی اداره امور است. برای هر فرد یا خانواده ای که با موضوع قیمومت درگیر است، کسب اطلاعات دقیق و جامع و مشاوره با متخصصین حقوقی، امری ضروری است. این گام ها تضمین می کند که حقوق محجورین به بهترین شکل ممکن حفظ شده و آن ها در پناه یک سرپرست شایسته، زندگی امن و باثباتی را تجربه کنند.
آیا شما به دنبال کسب اطلاعات بیشتر در مورد "قیوم شدن یعنی چه؟ | تعریف کامل قیومیت و وظایف قیم" هستید؟ با کلیک بر روی قوانین حقوقی، به دنبال مطالب مرتبط با این موضوع هستید؟ با کلیک بر روی دسته بندی های مرتبط، محتواهای دیگری را کشف کنید. همچنین، ممکن است در این دسته بندی، سریال ها، فیلم ها، کتاب ها و مقالات مفیدی نیز برای شما قرار داشته باشند. بنابراین، همین حالا برای کشف دنیای جذاب و گسترده ی محتواهای مرتبط با "قیوم شدن یعنی چه؟ | تعریف کامل قیومیت و وظایف قیم"، کلیک کنید.