دریاچه هامون سومین دریاچه بزرگ ایران و هفتمین تالاب بین المللی جهان است که در مرز ایران و افغانستان قرار دارد. این تالاب که از سه بخش هامون پوزک، هامون صابری و هامون هلمند تشکیل شده، در گذشته شریان حیاتی سیستان و خاستگاه اساطیر ایرانی بوده است. امروزه به دلیل کاهش بارش ها، ساخت سد در افغانستان و مدیریت ناپایدار منابع آب، این دریاچه با بحران خشکی و پدیده ریزگردها مواجه است. با این حال، در سال های اخیر تلاش هایی برای احیای آن از طریق دیپلماسی آب و ثبت جهانی آن به عنوان ذخیره گاه زیست کره یونسکو انجام شده است. سفر به این منطقه در فصول پاییز و زمستان توصیه می شود تا بتوانید از جاذبه های تاریخی مانند شهر سوخته، کوه خواجه و چاه نیمه در هوای معتدل دیدن کنید.
دریاچه هامون چیست و چرا اهمیت دارد
دریاچه هامون، قلب تپنده سرزمین سیستان، جایی است که تاریخ، اسطوره و طبیعت در هم آمیخته اند. این تالاب بزرگ که با نام های تالاب هامون، دریاچه سیستان و دریاچه زرنگ نیز شناخته می شود، نماد حیات و معیشت برای مردمان این دیار بوده است. در زمان پرآبی، هامون پس از دریای خزر و دریاچه ارومیه، سومین دریاچه بزرگ ایران و هفتمین تالاب بین المللی جهان به شمار می رفت. این پهنه آبی یکی از دوازده ذخیره گاه زیست کره ایران است که در یونسکو به ثبت رسیده و گواهی بر اهمیت بی بدیل آن در اکوسیستم جهانی است.
تالاب هامون از سه بخش اصلی به نام های هامون پوزک، هامون صابری و هامون هلمند تشکیل شده که در فصول پرآب به یکدیگر می پیوندند و پهنه ای یکپارچه را به وجود می آورند. رودخانه هیرمند، شریان اصلی حیات بخش این تالاب، از بلندی های هندوکش افغانستان سرچشمه می گیرد و مسیر پرپیچ و خم خود را تا رسیدن به هامون طی می کند.
نکته کلیدی
دریاچه هامون تنها تالاب آب شیرین بزرگ در فلات ایران است که در گذشته میزبان تنوع زیستی خیره کننده ای از پرندگان مهاجر و ماهیان بومی بوده است.
موقعیت جغرافیایی و ساختار تالابی هامون
سرزمین سیستان در شمال استان سیستان و بلوچستان، پهنه ای وسیع است که دریاچه هامون در قلب آن جای گرفته است. این منطقه شامل پنج شهرستان زابل، زهک، هامون، هیرمند و نیمروز می شود و این دریاچه مرزی بین ایران و افغانستان را در بر می گیرد. هامون در محدوده جغرافیایی خاصی واقع شده است که تغییرات عمق آن از ۱ تا ۷ متر، همواره تابعی از میزان بارش ها و ورودی آب رودخانه ها بوده است. زمانی که هامون در اوج پرآبی خود قرار می گرفت، وسعتی نزدیک به ۵۶۶۰ کیلومتر مربع را پوشش می داد که سهم ایران از این وسعت، حدود ۳۸۲۰ کیلومتر مربع بود.
اجزای سه گانه هامون
- هامون پوزک: این بخش که بیشترین وسعت آن در خاک افغانستان قرار دارد، در شمال شرقی ترین قسمت هامون واقع شده و از طریق شاخه پریان رود هیرمند و رودهای خاش و خوسپاس تغذیه می شود. این قسمت از هامون، معمولاً اولین بخشی است که در زمان ورود آب، جان می گیرد.
- هامون صابری: در شمال غربی دشت سیستان، بین ایران و افغانستان، هامون صابری قرار دارد که از هامون پوزک بزرگتر است. این هامون توسط رودخانه های فراه و هاروت و همچنین سرریز آب از هامون پوزک تغذیه می شود. بخش جنوبی آن که در ایران قرار دارد، از عمق بیشتری برخوردار است.
- هامون هلمند: این بخش که عمدتاً در غرب دشت سیستان و در خاک ایران قرار دارد، توسط رود سیستان و رودخانه های شور تغذیه می شود. تنها نقطه مرتفع دشت سیستان، کوه خواجه، در قلب این هامون قرار دارد و منظره ای بی نظیر را در زمان پرآبی ایجاد می کند.
شریان های حیات بخش و اقلیم منطقه
حیات دریاچه هامون به رودخانه هایی گره خورده است که آبریز آن را تشکیل می دهند. رودخانه هیرمند، مهم ترین شریان حیاتی، از بلندی های کوه های بابا در رشته کوه هندوکش افغانستان سرچشمه می گیرد و پس از پیمودن مسافتی طولانی، وارد هامون می شود. علاوه بر هیرمند، رودخانه های دیگری چون خاش رود، فراه، هاروت رود، شور رود، حسین آباد و نهبندان نیز به هامون می ریزند و نقش مهمی در تامین آب آن ایفا می کنند.
اقلیم منطقه سیستان، گرم و خشک است و این ویژگی های اقلیمی تاثیر بسزایی بر وضعیت هامون دارد. یکی از برجسته ترین پدیده های اقلیمی این منطقه، بادهای ۱۲۰ روزه سیستان است. این بادها که از نیمه اردیبهشت آغاز شده و تا اواسط شهریور ادامه می یابند، با سرعت بالای خود و جهت غالب شمال تا شمال غربی، نه تنها بر زندگی روزمره مردم تاثیر می گذارند، بلکه در صورت خشکی تالاب، به عاملی ویرانگر در تشدید پدیده ریزگردها و فرسایش بادی تبدیل می شوند.
جایگاه اساطیری، تاریخی و فرهنگی دریاچه هامون
هامون تنها یک تالاب جغرافیایی نیست، بلکه گنجینه ای بی بدیل از تاریخ، فرهنگ و اساطیر ایران باستان است. این دریاچه همواره در هویت مردمان سیستان نقش محوری داشته و در متون کهن ایرانی، از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است.
نام های کهن در متون باستانی
- در اوستا، کتاب مقدس زرتشتیان، از آن با نام های کانسی اویا، کنسو یا کس اویا یاد شده است.
- در متون پهلوی، نام هایی چون کیانس و کیانسه برای اشاره به هامون به کار رفته است.
- فردوسی بزرگ در شاهنامه، از آن با عنوان دریاچه زره نام می برد.
- دیگر نام هایی که در طول تاریخ به آن اطلاق شده اند شامل دریاچه سیستان و دریاچه زرنگ است.
هامون در اساطیر ایران باستان
دریاچه هامون در اساطیر ایران باستان، به ویژه در آخرالزمان شناسی زرتشتی، نقش محوری و سرنوشت سازی دارد. باور بر این است که فر کیانی، که نماد قدرت و شکوه است، از این دریاچه برمی خیزد و سوشیانت، منجی موعود زرتشتی، از آب های آن ظهور خواهد کرد. این باور، هامون را به محلی مقدس و امیدبخش در ذهن ایرانیان باستان تبدیل کرده بود.
مقایسه هایی میان هامون و دریای اساطیری وروکشه در متون اوستایی نیز صورت گرفته است. ویژگی های مشترک مانند وجود کوهی در میان آب ها و حضور فروهرها، این دو را به هم پیوند می دهد. در بندهش، فرزدان نیز در سیستان قرار دارد و اهمیت مذهبی این دریاچه ها در نذر و نیاز شاهان و مردم برای الهه آب ها، ناهید، بیانگر قداست آنهاست.
در وندیداد فرگرد ۱۹ آمده است که زردشت آگاه نمود، اهریمن را ای اهریمن زشت من آنچه دیو خواهیم برانداخت من نسارا خواهم برانداخت، من خنثیتی پری را خواهم برانداخت، تا اینکه سوشیانت پیروزگر از طرف مشرق آب کس اویا متولد گردد. این تاکید بر تولد سوشیانت از جانب شرق و ارتباط آن با کوه اوشیدم، نشان از جایگاه رفیع هامون در باورهای کهن دارد.
هامون در متون تاریخی و سفرنامه ها
در طول تاریخ، دریاچه هامون نه تنها به دلیل اهمیت مذهبی و فرهنگی، بلکه به خاطر نقش استراتژیکش در تامین آب منطقه، همواره مورد توجه بوده است. متون تاریخی و سفرنامه ها، روایات گوناگونی از این دریاچه ثبت کرده اند. تیمور لنگ، جهانگشای نامدار، در سفرنامه خود از گشت وگذار بر روی هامون با کشتی یاد می کند و از وسعت بی حد آن در دوران رستم دستان می گوید. این روایت ها نشان می دهد که حتی در آن زمان ها نیز، تغییرات وسعت هامون مورد توجه بوده است.
مؤلف حدود العالم، نیز از دریای زره در سیستان می نویسد که گرد آن سی فرسنگ و پهنای آن هشت فرسنگ بوده است. این توصیفات، تصویری از یک دریای داخلی عظیم را به ذهن می آورد که تامین کننده حیات در دشتی خشک بوده است. نبردهای تاریخی بر سر کنترل آب هیرمند و هامون، نشان می دهد که این پهنه آبی نه تنها منبع معیشت، بلکه نمادی از قدرت و بقا در این سرزمین بوده است.
بحران بی آبی هامون: علل، پیامدها و چالش ها
داستان هامون امروز، داستانی از رنج، خشکی و امیدهای کمرنگ است. سال هاست که این دریای شیرین، به دشتی تشنه بدل شده و زندگی صدها هزار نفر را تحت تاثیر قرار داده است. درک ریشه های این بحران و پیامدهای آن، گامی مهم در مسیر یافتن راهکار است.
تاریخچه حقابه ایران از هیرمند
مسئله حقابه ایران از رود هیرمند، داستانی طولانی و پرفراز و نشیب دارد که به دهه ها قبل بازمی گردد. از سال ۱۳۰۹ شمسی، مذاکرات متعددی میان ایران و افغانستان بر سر تقسیم آب هیرمند صورت گرفت. سرانجام، در سال ۱۳۵۱، قراردادی بین نخست وزیران وقت ایران و افغانستان در کابل به امضا رسید که بر اساس آن، حقابه ایران از هیرمند، ۲۶ مترمکعب در ثانیه تعیین شد و بر لزوم جریان دائمی آب تاکید گردید.
این قرارداد، که امید به تامین پایدار آب برای سیستان را زنده کرده بود، متاسفانه در سالیان پسین، به دلیل عدم پایبندی به تعهدات و خشکسالی های پیاپی، به طور کامل اجرا نشد. سیلاب های مقطعی، تنها کورسوی امیدی بودند که برای مدت کوتاهی جان به هامون می بخشیدند، اما این آب گیری ها هرگز دائمی نبودند و نمی توانستند خسارات جبران ناپذیر را جبران کنند.
ریشه های اصلی خشکی هامون
- کاهش بارش ها و تغییرات اقلیمی: خشکسالی های بلندمدت و تغییرات جهانی آب و هوا، میزان بارش ها در حوضه آبریز هیرمند را به شدت کاهش داده و ورود آب به هامون را محدود کرده است.
- اقدامات افغانستان: ساخت سد کجکی بر روی رود هیرمند و نصب پمپ های متعدد توسط کشاورزان افغان در طول مسیر رودخانه، سهم عمده ای در قطع جریان آب به سمت ایران داشته است.
- سوءمدیریت داخلی: در کنار عوامل بیرونی، مدیریت نامناسب منابع آب در داخل کشور نیز بر خشکی هامون دامن زده است. انتقال آب از هامون به زاهدان، ذخیره سازی بی رویه آب در چاه نیمه ها، و استفاده مفرط از حقابه هامون برای کشاورزی در زابل، همگی از عواملی هستند که وضعیت را وخیم تر کرده اند.
هشدار زیست محیطی
خشکی بستر تالاب هامون منجر به ایجاد کانون های فعال ریزگرد شده است. استفاده از ماسک های فیلتردار و عینک محافظ در فصول گرم و طوفانی برای حفظ سلامت تنفسی و چشمی ساکنان و گردشگران اکیداً توصیه می شود.
پیامدهای فاجعه بار زیست محیطی و اجتماعی
وقتی قلب هامون از تپش می افتد، تنها آب نیست که ناپدید می شود؛ بلکه یک اکوسیستم کامل، با تمامی موجودات زنده و چرخه های طبیعی اش، رو به زوال می رود. با خشک شدن بستر تالاب، بادهای ۱۲۰ روزه سیستان که پیش تر نسیمی خنک بر سطح آب بودند، امروز تلی از خاک و نمک و شن را بر سر مردم می پاشند. هامون به کانونی عظیم برای تولید گرد و غبار تبدیل شده و سلامت ساکنان منطقه را به شدت تهدید می کند. این ذرات معلق نه تنها دید افقی را کاهش می دهند و ترابری هوایی و زمینی را مختل می کنند، بلکه باعث فرسایش شدید خاک های حاصلخیز باقی مانده نیز می شوند.
هامون زمانی پناهگاه پرندگان بومی و مهاجر، انواع ماهی ها و گونه های خاص دامی بود. امروز، بسیاری از پرندگان کوچ کرده اند و نسل های زیادی از آبزیان و جانوران بومی، در معرض انقراض قرار گرفته اند. پوشش گیاهی منطقه که وابسته به رطوبت هامون بود، از بین رفته است و اراضی کشاورزی بایر شده و مراتع به بیابان تبدیل شده اند.
فراتر از محیط زیست، خشکی هامون ضربه ای مهلک بر پیکره اجتماع و اقتصاد سیستان وارد کرده است. زندگی مردم سیستان سال ها بر پایه کشاورزی، دامداری و صیادی در کنار هامون می چرخید. با خشک شدن دریاچه، منبع معیشت این افراد از بین رفته و بیکاری گسترده، فقر و ناامنی را به ارمغان آورده است. بسیاری از مردم سیستان، برای یافتن لقمه نانی، ناچار به ترک سرزمین مادری خود و مهاجرت به استان های دیگر چون گلستان، خراسان، یزد، کرمان و تهران شده اند. این مهاجرت ها، زخم عمیقی بر روح جامعه سیستان وارد کرده و از دست رفتن هویت و ریشه ها را در پی داشته است.
تلاش ها برای احیای هامون و چشم انداز آینده
با وجود عمق فاجعه، امید به احیای هامون کاملاً از بین نرفته است. تلاش هایی در سطوح ملی و بین المللی برای بازگرداندن حیات به این تالاب آغاز شده که می تواند مسیر را برای آینده ای بهتر هموار کند.
ثبت جهانی ذخیره گاه زیست کره یونسکو
در سال ۱۳۹۴، در چهارمین کنگره جهانی ذخیره گاه های زیست کره در لیما، پایتخت پرو، تالاب هامون توسط یونسکو به عنوان دوازدهمین ذخیره گاه زیست کره ایران به ثبت رسید. این ثبت جهانی، نه تنها اهمیت اکولوژیکی و فرهنگی هامون را در سطح جهان به رسمیت می شناسد، بلکه بستری برای جلب توجه و حمایت بین المللی برای حفظ این اکوسیستم فراهم می آورد. تلاش هایی برای ثبت هامون به عنوان ذخیره گاه زیست کره مشترک بین ایران و افغانستان نیز در جریان است که می تواند به مدیریت یکپارچه تر حوضه آبریز و افزایش بودجه های بین المللی برای احیای آن کمک کند.
چالش های پیش رو برای احیا
مسیر احیای هامون دشوار و پر از چالش است. اولین گام، دیپلماسی فعال و موثر با افغانستان برای تامین حقابه ایران از رود هیرمند است. بدون جریان مداوم و پایدار آب از هیرمند، احیای هامون ناممکن به نظر می رسد. علاوه بر این، مدیریت یکپارچه حوضه آبریز، چه در بخش ایرانی و چه در بخش افغانستانی، حیاتی است. تغییر الگوهای مصرف آب در داخل کشور، به ویژه در بخش کشاورزی و جلوگیری از برداشت های بی رویه از منابع آب زیرزمینی، نیز از اهمیت بالایی برخوردار است.
راهنمای سفر به منطقه هامون و سیستان
با وجود بحران خشکی، سفر به منطقه هامون و سیستان، تجربه ای متفاوت و عمیق را به ارمغان می آورد. این سفر نه تنها فرصتی برای آشنایی با جاذبه های تاریخی و فرهنگی بی نظیر منطقه است، بلکه به درک عمق فاجعه زیست محیطی و انسانی که بر این سرزمین وارد شده، کمک می کند.
وضعیت کنونی برای گردشگری
مهم است که پیش از سفر، با واقعیت کنونی تالاب هامون آشنا باشید. در بسیاری از فصول سال، بستر تالاب خشک است و منظره ای از شن و نمک را به نمایش می گذارد. بنابراین، بازدید از هامون بیشتر برای درک عمق بحران و همراهی با مردمان سیستان در این شرایط دشوار است. جذابیت اصلی سفر به این منطقه، اکنون بیشتر بر جاذبه های تاریخی و فرهنگی اطراف هامون متمرکز شده است.
بهترین زمان بازدید
- پاییز و زمستان: این فصول بهترین زمان برای بازدید هستند. هوا معتدل و دلپذیر است و احتمال آب گیری های فصلی در برخی نقاط هامون وجود دارد. همچنین، در این فصول می توانید پرندگان مهاجری را که به بخش های آب گیری شده می آیند، مشاهده کنید.
- پرهیز از تابستان و فصل بادهای ۱۲۰ روزه: در این ماه ها، هوا بسیار گرم و خشک است و وزش بادهای ۱۲۰ روزه، طوفان های شدید شن و ریزگردها را به همراه دارد که می تواند سفر را بسیار دشوار و حتی خطرناک کند.
مسیرهای دسترسی به سیستان و هامون
- هواپیما: ساده ترین و سریع ترین راه، پرواز مستقیم به زابل یا زاهدان است. از فرودگاه زابل، با حدود یک تا یک و نیم ساعت رانندگی، می توانید به این منطقه برسید.
- قطار: اگر به سفر با قطار علاقه مندید، باید بلیط قطار تا زاهدان تهیه کنید، زیرا زابل ایستگاه قطار ندارد. از زاهدان تا زابل نیز با اتوبوس یا تاکسی حدود دو ساعت و نیم فاصله است.
- خودروی شخصی: سفر با خودروی شخصی از تهران تا زابل حدود ۱۷ ساعت بدون توقف طول می کشد. این مسیر بسیار طولانی و خسته کننده است. اگر قصد دارید با خودروی شخصی به منطقه بروید، می توانید از خدمات حمل خودرو با قطار تا زاهدان استفاده کرده و ادامه مسیر را با خودروی خود ادامه دهید.
جاهای دیدنی نزدیک دریاچه هامون
- چاه نیمه: این چهار چاله طبیعی بزرگ با گنجایش حدود ۱.۵ میلیارد مترمکعب، در اصل برای ذخیره آب های اضافی رودخانه هیرمند ساخته شده اند و در زمان خشکسالی، آب آشامیدنی و کشاورزی منطقه را تامین می کنند. چاه نیمه با پارک جنگلی و باغ وحش کوچک خود، فضایی دلنشین را فراهم آورده است. فاصله آن تا هامون حدود ۱۳ کیلومتر است.
- شهر سوخته: این شهر باستانی که بیش از ۵۰۰۰ سال قدمت دارد، در سال ۱۳۹۳ در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید. شهر سوخته یکی از پیشرفته ترین شهرهای باستانی دنیا بود که حتی دارای سیستم لوله کشی آب و فاضلاب از جنس سفال بود. قدم زدن در کوچه ها و خانه های منظم این شهر، حس عمیقی از شکوه تمدن های باستانی را در بازدیدکننده زنده می کند. فاصله شهر سوخته تا هامون حدود ۶۷ کیلومتر است.
- کوه خواجه: این کوه باستانی، که ۱۵۰ متر از سطح هامون بلندتر است، در قلب تالاب قرار گرفته و در زمان پرآبی، منظره ای رویایی از جزیره ای سبز در میان آب را ایجاد می کند. کوه خواجه برای همه ادیان مقدس است و آثار تاریخی بی شماری از جمله معبد بودایی، قلعه های کهک کهزاد و چهل دختر، آرامگاه خواجه غلطان، و آتشکده های زرتشتی را در خود جای داده است. برخی باور دارند که آرامگاه رستم دستان نیز در بالای این کوه است. تماشای انعکاس این کوه بر روی آب هامون، در صورت آب گیری، تجربه ای فراموش نشدنی است.
- دهانه غلامان: این شهر باستانی، یادگار دوره هخامنشیان و تنها شهر کشف شده از آن دوران است که قبل از ساخت، برای آن نقشه کشیده شده بود. دهانه غلامان با معماری منحصربه فرد خود، گواهی بر حاکمیت کامل هخامنشیان بر نواحی شرقی ایران است. بقایای این شهر تاریخی، بینشی عمیق از زندگی مردمان آن دوره ارائه می دهد. فاصله دهانه غلامان تا هامون حدود ۱۲ کیلومتر است.
اقامت و تجهیزات سفر
برای اقامت در منطقه سیستان، بهترین گزینه اقامتگاه های بومگردی هستند که فرصت تجربه زندگی محلی و آشنایی با فرهنگ غنی سیستان را فراهم می کنند. این اقامتگاه ها معمولاً در روستاهای اطراف زابل و در نزدیکی جاذبه ها قرار دارند. در خود شهر زابل نیز امکانات اقامتی وجود دارد، اما در نزدیکی مستقیم هامون، هتل یا اقامتگاه های لوکس کمتری یافت می شود.
سفر به منطقه هامون و سیستان نیازمند آمادگی و برنامه ریزی است. آب و غذای کافی، چادر در صورت نیاز به اقامت در طبیعت، پاوربانک، ضدآفتاب، کلاه لبه دار، عینک آفتابی، و کفش راحت پیاده روی از جمله لوازم ضروری هستند. امکانات رفاهی در نزدیکی هامون محدود است، پس بهتر است همه چیز را از قبل تهیه کنید. سفر به تنهایی به این منطقه توصیه نمی شود. بهتر است با تورهای گردشگری محلی یا با همراهی یک راهنمای محلی سفر کنید تا با مسیرها و نکات ایمنی آشنا شوید. همیشه قبل از سفر، وضعیت آب و هوا را بررسی کنید تا از وزش بادهای ۱۲۰ روزه و طوفان های شن در امان باشید و بازدید از هامون و مناطق اطراف آن را به روشنایی روز محدود کنید.
سخن پایانی برای مسافران
یک سفر به سیستان در این روزها، بیش از یک گشت وگذار تفریحی است. این سفر نوعی ادای احترام به سرزمینی است که با وجود تمامی سختی ها، همچنان ریشه در تاریخ و فرهنگ غنی ایران دارد و مردمانش با صبوری و امید، ایستاده اند. دیدن این همه زیبایی در کنار این همه رنج، قلب را به درد می آورد و انسان را به فکر فرو می برد که چگونه می توان به نجات این سرزمین کمک کرد.
نتیجه گیری
دریاچه هامون، نه تنها یک تالاب بین المللی با اهمیت زیست محیطی فراوان، بلکه نمادی زنده از تاریخ، فرهنگ و هویت مردمان سیستان است. از نام های اساطیری کانسی اویا در اوستا تا دریای زره در شاهنامه، این پهنه آبی همواره قلب تپنده شرق ایران بوده و زندگی، اقتصاد و فرهنگ یک منطقه وسیع را شکل داده است. اما امروز، این دریای اساطیری با بحران بی آبی دست و پنجه نرم می کند. بحرانی که ریشه هایی در تغییرات اقلیمی، سوءمدیریت منابع آب و عدم تامین حقابه ایران از رود هیرمند دارد.
پیامدهای این خشکی، فراتر از نابودی اکوسیستم و تنوع زیستی، به معضلات عمیق اجتماعی و اقتصادی برای صدها هزار نفر از مردم سیستان تبدیل شده است. بیکاری، فقر، مهاجرت اجباری، افزایش بیماری های تنفسی ناشی از ریزگردها و زوال صنایع دستی، تنها بخشی از رنج هایی است که بر این مردمان تحمیل شده است. ثبت جهانی هامون به عنوان ذخیره گاه زیست کره در یونسکو، گامی مهم در جهت جلب توجه جهانی به این فاجعه است، اما احیای واقعی آن نیازمند دیپلماسی فعال، مدیریت یکپارچه حوضه آبریز و تغییر الگوهای مصرف آب در هر دو کشور است.
سفر به منطقه هامون در شرایط کنونی، بیش از آنکه یک گردش تفریحی باشد، تجربه ای عمیق برای درک واقعیت های تلخ و شیرین این سرزمین است. بازدید از شهر سوخته باستانی، کوه خواجه اساطیری، چاه نیمه های حیاتی و دهانه غلامان هخامنشی، به ما یادآوری می کند که حتی در دل خشکی، ریشه های استوار فرهنگ و تاریخ همچنان پابرجا هستند. امید است که با افزایش آگاهی و مسئولیت پذیری جمعی، بار دیگر آب به بستر هامون بازگردد و لبخند زندگی بر لبان مردمان صبور و سخت کوش سیستان شکوفا شود.